خرید بک لینک
گاهي يه اسم، يه عكس، يه آهنگ....مي تونه پرتت كنه به ناشناخته ترين جاي ذهنت، جايي كه حالا آرامگاه صدها "خاطره ي خاموش" شده.... خاطراتي كه بدون هياهو، يادآور روزاي خاص زندگي هستن و براي بيدار شدن، فقط به يه تلنگر كوچيك احتياج دارن. يه تلنگر كوچيك، كه مي تونه حاصلش حلقه زدن اشك توي چشم، يا افتادن لبخند روي لب باشه....يه وقتا كه اتفاقي اين خاطره ها بيدار مي شن، همون وقتا كه عطرِ يه نفر رو برام تازه مي كنن، همون وقتا كه بغض قد مي كشه و مي خوام ازشون عبور كنم، يه حسي بهم مي گه؛ با خاطراتت مهربون باش. اينا، تنها چيزايي هستن كه برات باقي موندن.....

برچسب: خاطرات,خاطرات یک خون آشام,خاطرات تنبیه بدنی,خاطرات آمپول زدن تینا,خاطرات کودکی,خاطرات خون آشام,خاطرات شیاف گذاشتن,خاطرات يوتاب,خاطرات ختنه,خاطرات س, نویسنده: ایلیا کاظمی تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 13:06

صفحه بندی